قصهفعالیت پیشنهادی

قصه مناسبتی

شرح فعالیت

ابزارها: صفحه کارتن معمولی ۲۰ در ۳۰، تعدادی برگ و چوب، چسب چوب، مدادشمعی قصه ی درخت کوچولو: روزی روزگاری، دانه ی کوچولویی در دل زمین خوابیده بود. دانه ی کوچولو خیلی کنجکاو بود و دوست داشت بداند بیرون از زمین چه خبره. یک روز، باران گرمی بارید و زمین همه ی آب را خورد و دانه ی کوچولو حسابی خیس شد. کم کم دانه ی کوچولو احساس کرد که دارد بزرگ می شود. ریشه هایش به عمق زمین رفته بودند و ساقه ی کوچکی از او بیرون آمد. دانه ی کوچولو حالا به یک نهال کوچیک تبدیل شده بود. او هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می شد. برگ های سبز و زیبایی روی شاخه هایش روییدند. نهال کوچولو خیلی خوشحال بود. او می توانست نور خورشید را حس کند و صدای پرنده ها را بشنود. یک روز، بچه های مهربانی به باغچه آمدند. آن ها با بیلچه های کوچیکشان گودال کوچکی کندند و نهال کوچولو را با احتیاط داخلش کاشتند. بعد، دور تا دور نهال را با خاک نرم پوشاندند و به او آب دادند. نهال کوچولو حالا یک درخت کوچک شده بود. او خیلی دوست داشت که بزرگ شود و به یک درخت تنومند تبدیل شود. می خواست برای پرنده ها خانه بسازد، به بچه ها سایه بدهد و میوه های خوشمزه برایشان بیاورد. سال ها گذشت و درخت کوچولو به درختی بزرگ و قوی تبدیل شد. شاخه هایش آن قدر بلند شده بودند که به آسمان می رسیدند. پرنده ها روی شاخه هایش لانه ساخته بودند و بچه های کوچیک زیر سایه ی درخت بازی می کردند. هر وقت بچه ها به پارک می آمدند، کنار درخت می نشستند و به او سلام می کردند. آن ها از درخت برای بازی و استراحت استفاده می کردند و درخت هم به آن ها سایه و میوه می داد. شما تا حالا درخت یا گلی کاشتید بچه ها؟ درخت چی بوده؟ اسم گلتون چی بوده؟

اهداف آموزشی
۴
ملزومات
۵
نوع فعالیت
قصه
شیوه ارائه
فعالیت پیشنهادی

اهداف آموزشی

ملزومات این فعالیت

فعالیت‌های مرتبط