🍂 میز کار مربیباغچه‌ی ما پاییز پیش ۲

هفته چهارم

آذر۶ فعالیت • ۶ هدف آموزشی • ۵ ابزار

قصه‌ی هفته

قصه‌ی این هفته

مهمان سنجابستان

صبح یکی از روزهای پاییزی، سنجابستان شلوغ‌تر از همیشه شده بود، چون نرمین و برفین امروز یک مهمان ویژه همراهشان آورده بودند. آنها برادر کوچکشان، سنجد را که هنوز خیلی کوچک بود و نمی‌توانست به تنهایی بازی کند، به سنجابستان آورده بودند. مامان ساجر امروز به دنبال غذاهای تازه رفته بود و از نرمین و برفین خواسته بود که مراقب برادر کوچک‌ترشان باشند. خانم سنجابی با دیدن سنجد خوشحال شد و به بچه‌ها گفت: «امروز یک مهمان کوچک و دوست‌داشتنی داریم! باید او را سرگرم کنیم تا به او خوش بگذرد.» اما سنجد کمی خجالتی بود و با چشمان بزرگ و پر از کنجکاوی به دور و اطراف نگاه می‌کرد. هنوز نمی‌دانست که چطور با سنجابک‌ها و دوستان جدیدش بازی کند. پرسنج به بقیه گفت: «بیایید به او کمک کنیم تا احساس راحتی کند. کسی پیشنهادی دارد که با او چه بازی‌ای بکنیم؟» اول از همه پرزی به سنجد یک گردو داد و گفت: «این گردوها خیلی خوشمزه‌اند، دوست داری یکی بخوری؟» اما سنجد که نمی‌توانست پوست گردو را بشکند، چون دندانش به اندازه کافی قوی نبود! دم‌دراز به سراغش آمد و گفت: «شاید او دوست داشته باشد با رنگ‌ها بازی کند!» و دفتر نقاشی‌اش را آورد تا سنجد هم نقاشی بکشد. ولی سنجد هنوز خیلی کوچک بود و نمی‌توانست با مدادها خوب کار کند. در این لحظه، پرزی با خوشحالی گفت: «بیایید یک بازی ساده کنیم که سنجد هم بتواند در آن شرکت کند. بیایید با برگ‌های پاییزی یک برج بسازیم و ببینیم چه‌کسی می‌تواند بلندترین برج را درست کند!» همه با این پیشنهاد موافقت کردند و شروع به جمع‌آوری برگ‌های رنگارنگ پاییزی کردند. نرمین و برفین با حوصله برگ‌ها را روی هم چیدند و سنجد با خوشحالی به آنها نگاه می‌کرد. او از اینکه می‌توانست به برگ‌ها دست بزند و کمک کند تا برج بلندی ساخته شود، بسیار خوشحال شد. برج برگی بالا و بالاتر رفت و بچه‌ها با هیجان به تلاش خود ادامه دادند. اما ناگهان، وقتی برفین برگ بزرگی را بالای برج گذاشت، برج تعادلش را از دست داد و با صدای «خشششششششششش» فرو ریخت. همه‌جا پر از برگ‌های رنگارنگ شد؛ برگ‌ها در هوا مانند برف می‌باریدند و به پایین می‌ریختند. همه سنجابک‌ها و سنجد با دیدن این صحنه به خنده افتادند و از دیدن برگ‌هایی که در هوا پرواز می‌کردند، لذت بردند. همین موقع، مامان ساجر با بلوط‌های تازه از راه رسید. او با دیدن سنجد که در حال خندیدن و بازی با دوستان جدیدش بود، لبخند زد و گفت: «از همه شما ممنونم که به سنجد کمک کردید و با او بازی کردید.» پرسنج با خنده پاسخ داد: «ما هم از بودن با او خوشحال شدیم. سنجد همیشه می‌تواند به سنجابستان بیاید و با ما بازی کند.» مامان ساجر با مهربانی گفت: «با داشتن دوستانی مثل شما، من همیشه خیالم راحت است.»

فایل صوتی موجود است

هدف آموزشی

فعالیت‌های هفته(۶)

نقاشیفعالیت کتاب

کشیدن غذاهای خوشمزه برای سنجابک‌های داستان

کشیدن غذاهای خوشمزه برای سنجابک‌های داستان

آذر·هفته چهارم
مداد رنگیپاستل
۶۳
بازیفعالیت کتاب

شمردن هر کدام از تصاویر (قایق، بادکنک، ماشین، فرفره) و نوشتن تعداد با نقطه در…

شمردن هر کدام از تصاویر (قایق، بادکنک، ماشین، فرفره) و نوشتن تعداد با نقطه در خانه‌های رو به رو

آذر·هفته چهارم
مداد
۳
بازیفعالیت کتاب

وصل کردن هر تصویر درخت به فصل مربوطه‌اش (بهار، تابستان، پاییز، زمستان)

وصل کردن هر تصویر درخت به فصل مربوطه‌اش (بهار، تابستان، پاییز، زمستان)

آذر·هفته چهارم
مداد یا خودکار
۳۱۱
دعافعالیت کتاب

بیان اینکه بچه‌های زیر باران چه دعایی برای امام زمان (عج) می‌کنند

بیان اینکه بچه‌های زیر باران چه دعایی برای امام زمان (عج) می‌کنند

آذر·هفته چهارم
۷۹
خلاقیتفعالیت کتاب

با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب حلزون برداشتن و در دریاچه چسباندن

با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب حلزون برداشتن و در دریاچه چسباندن

آذر·هفته چهارم
برچسب حلزون (ضمیمه کتاب)
۳۲
دعافعالیت کتاب

خداجون ممنون که یک عالمه فصل‌های رنگارنگ رو به ما هدیه دادی. مخصوصا فصل پاییز و…

خداجون ممنون که یک عالمه فصل‌های رنگارنگ رو به ما هدیه دادی. مخصوصا فصل پاییز و بارون‌های ریز ریز!

آذر·هفته چهارم
۷۱۱
قفسه ابزار

ملزومات این هفته

  • برچسب حلزون (ضمیمه کتاب)
    کاغذ و مقوا
  • پاستل
    رنگ و قلم
  • مداد
    نوشت‌افزار
  • مداد رنگی
    رنگ و قلم
  • مداد یا خودکار
    نوشت‌افزار