وسیله عجیب

وسیله عجیب

باغچه‌ی ما زمستان پیش ۱
از کتاب
باغچه‌ی ما زمستان پیش ۱
پیش ۱زمستاندیهفته چهارم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰

سبزی مثل هر روز آرام‌آرام در جنگل قصه‌ها قدم می‌زد و برگ‌های خوشمزه‌ی درخت همیشه‌بهار را گازگازی می‌کرد که ناگهان… تق!

حواسش نبود و لاکش به یک چیز خیلی بزرگ کوبیده شد.

با شنیدن این صدا دایکو تندتند بال زد و پیش او آمد و گفت: «ای وای! سبزی! صدای تو بود؟ دردت گرفت؟»

سبزی با لبخند گفت: «باز هم یادت رفت دایکو؟ من لاک…