
انبار گردو

از کتاب
باغچهی ما زمستان پیش ۱
پیش ۱زمستانبهمنهفته چهارم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
امروز در جنگل قصهها خبرهای عجیبوغریبی بود…
آسمان پر از باد شده بود! باد تندتند در هوا میچرخید و برفهای روی زمین را جابهجا میکرد، درختها را تکان میداد و شاخهها را میشکست!
دمدراز از پنجره به بیرون نگاه میکرد که مادربزرگ صدایش زد: «دمدراز! دمدراز! بیا که باد، انبار گردوها را خراب کرد!»
دمدراز بدوبدو از…
