
قصه ی درخت ها

از کتاب
باغچهی ما زمستان پیش ۱
پیش ۱زمستاناسفندهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
امروز در جنگل قصهها، روز درختها بود. بچهها به همراه خانم سنجابی به قسمتی از جنگل رفتند تا مثل هر سال، قصهی درختها را بشنوند.
درخت بلوط، که خیلی هم قدبلند و مهربان بود، به بچهها خوشآمد گفت و به دایکو اجازه داد که چند تا نوک به تنهاش بزند!
بعد هم گفت: «سلام! من عمو بلوطی بزرگ هستم که مامانبزرگ دمدراز سالهای…
