
دوست جدید

از کتاب
باغچهی ما زمستان پیش ۲
پیش ۲زمستاندیهفته اول
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
اوایل زمستان بود و اولین برف زمستانی باریده بود. خانوادهای برای گردش و تفریح به جنگل آمده بودند. آرش، پسر کوچک این خانواده، کمی از مامان و بابا فاصله گرفت و در جنگل حرکت کرد. او به دنبال چیزی زیبا میگشت تا به مادرش هدیه بدهد، چون روز مادر نزدیک بود.
آرش هرچه گشت، چیزی پیدا نکرد؛ هیچ گلی در آن نزدیکی نبود! کمی در…
