
زبان سنجابی

از کتاب
باغچهی ما زمستان پیش ۲
پیش ۲زمستاندیهفته چهارم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
(توجه: مربیان و والدین گرامی! لطفاً در این داستان، صحبتهای سنجابکها را با سرعت تند بخوانید.)
برف زیادی روی درختها و خانهی سنجابکها نشسته بود و باد سردی از پنجرههای باز خانهشان میوزید. مامان ساجر نگران بود و به بابا سنجار گفت: «هوا خیلی سرد شده، باید کاری کنیم وگرنه سرما میخوریم!»
نرمین و برفین که حرفهای…
