
برفین گم می شود

از کتاب
باغچهی ما زمستان پیش ۲
پیش ۲زمستاناسفندهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
نرمین و برفین از سنجابستان برگشتند و همینطور که روی برفها راه میرفتند با هم صحبت میکردند. برفین گفت: «من جای درخت گردوی جدید را یاد گرفتهام، میخواهم بروم و کمی گردو بیاورم.»
نرمین گفت: «فکر میکنم بهتر است تنها نروی چون ممکن است گم شوی. تازه هنوز چند تا گردو داریم، باید برویم خانه و به مامان ساجر کمک کنیم…
