
روز اول کودکستان

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۱
پیش ۱پاییزمهرهفته اول
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
چند تا سنجابک از درختی بالا رفتند. آنها یک تابلوی خیلی سنگین را به بالاترین نقطه بردند. روی تابلو نوشته بود: «کودکستان سنجابکها!»
کودکستان با خودش فکر کرد: «چه اسم بامزهای دارم!»
یک روز یک کامیون از دوردورها آمد و کلی وسیلهی جورواجور برای کودکستان آورد. کودکستان گفت: «وای! همهی اینها مال من هستند؟ مدادرنگی،…
