
دم دراز

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۱
پیش ۱پاییزمهرهفته دوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
روز دوم کودکستان بود و دمدراز وارد کودکستان شده بود. وقتی به کلاس آمد، متوجه شد که او تنها سنجابکی است که دم خیلی بلندی دارد.
خانم سنجابی گفت: «امروز مهمان جدید داریم. دمدراز، خودت را برای دوستانت معرفی میکنی؟»
دمدراز ایستاد و با خجالت گفت: «من دمدراز هستم، ما بهتازگی به این جنگل آمدهایم.»
سنجابکها خندیدند…
