
ماهی کوچولو

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۱
پیش ۱پاییزآبانهفته اول
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
دمدراز یک تنگ ماهی هدیه گرفته بود که خیلی دوستش داشت. یک روز که مشغول بازی کردن بود، چشمش به ماهی کوچولوی داخل تنگ افتاد و متوجه شد که خیلی خوشحال نیست. با خودش فکر کرد شاید گرسنه است؛ سریع رفت و برایش غذا آورد و ریخت، ولی ماهی کوچولو خوشحال نشد.
تنگ ماهی کوچولو را برد کنار پنجره، ولی باز هم خوشحال نشد. چند تا تیله…
