
کوله پشتی پرزی

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۱
پیش ۱پاییزآبانهفته دوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
سنجابکها از مادربزرگ شنیده بودند که بالای کوه، نزدیک کودکستان، یک چشمهی آب وجود دارد که آب خنکی دارد. آنها میتوانند در آنجا حسابی آبتنی کنند و کمی از آب را هم با خودشان به خانه بیاورند؛ برای همین با خانم سنجابی به کوهنوردی رفتند.
تازه کمی از کوه بالا رفته بودند که پرزی نفسنفسزنان به خانم سنجابی گفت: «کی…
