
کلاس گرم ما

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۱
پیش ۱پاییزآذرهفته دوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
همه در کلاس در حال نقاشی و بازی بودند. خانم سنجابی هم در حال نگاه کردن نقاشیهای بچهها بود که متوجه شد پرسنج همینطور در حال لرزیدن است.
پرسید: «پرسنج، سردت شده است؟»
بچهها گفتند: «بله! پرسنج همیشه خیلی سردش است و میلرزد.»
خانم سنجابی دم نرم خود را دور پرسنج پیچید و چند دقیقه ایستاد تا گرم شود. پرسنج هم بعد از…
