
هدیه ی عجیب

از کتاب
باغچهی ما پاییز پیش ۲
پیش ۲پاییزآبانهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
در دل جنگل، خانهی سنجابکها پر از خوشحالی بود.
امروز روز تولد نرمین بود. او و برادرش برفین با کمک مامان ساجر خانه را تزئین میکردند. برگهای رنگارنگ پاییزی را به شکل گلهای بزرگ روی دیوارها چسبانده بودند و یک سبد از میوهها و آجیلهای تازه آماده کرده بودند.
نرمین با خوشحالی گفت: «چه روز خوبی! همهی دوستانم قرار است…
