مغازه ی بلوطی

مغازه ی بلوطی

باغچه‌ی ما پاییز پیش ۲
از کتاب
باغچه‌ی ما پاییز پیش ۲
پیش ۲پاییزآذرهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰

انبار بلوط پر شده بود و حالا دیگر هیچ جایی برای ذخیره‌ی بلوط‌های جدید باقی نمانده بود.

خانم سنجابی به بچه‌ها گفت: «خب، حالا با این همه بلوط اضافی چه کنیم؟»

نرمین که همیشه اهل فکر کردن بود، گفت: «بگذارید فکر کنم…»

و بعد از کمی فکر کردن، پیشنهاد داد: «بیایید بلوط‌ها را با گردو عوض کنیم، چون ما گردوی زیادی نداریم و…