
نجات درختان جنگل

از کتاب
باغچهی ما بهار پیش ۲
پیش ۲بهاراردیبهشتهفته چهارم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
چند روزی از آمدن خانم سنجیده و پرزی گذشته بود. سنجابها همچنان در خانهی درختی آرش زندگی میکردند و هر روز با او و پدرش دربارهی نجات جنگل و حیوانات آن صحبت میکردند.
بابا سنجار گفت: «باید جلوی قطع کردن درختان رو بگیریم.»
پدر آرش گفت: «درسته! همینطور باید درختان جدید هم کاشته شود!»
آرش گفت: «من میتونم با بچههای…
