سوغاتی

سوغاتی

باغچه‌ی ما بهار پیش ۲
از کتاب
باغچه‌ی ما بهار پیش ۲
پیش ۲بهارفروردینهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰

پرسنج در کلاس کوچکشان روی یک برگ خیلی بزرگ نشسته بود و منتظر دوستانش بود. از تنهایی حوصله‌اش سر رفته بود چون کسی نبود که با او بازی کند.

بالاخره نرمین و برفین از راه رسیدند. آن‌ها چند بسته‌ی کوچک با خود داشتند که با برگ‌های تازه، کادوپیچ شده بود. پرسنج با تعجب به آن‌ها نگاه کرد و پرسید: «اون چیه توی دستتون؟»

نرمین…