آرزوی پرواز

آرزوی پرواز

باغچه‌ی ما بهار پیش ۱
از کتاب
باغچه‌ی ما بهار پیش ۱
پیش ۱بهارفروردینهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰

پرسنج با نگرانی به دوستانش نگاه کرد و گفت: «نرمین، برفین، از ماهان خبری ندارید؟ دلم براش تنگ شده.»

دم‌دراز با ناراحتی گفت: «آره راست می‌گی! منم همین‌طور.»

پرزی گفت: «قرار بود برای تعطیلات نوروز چند روز به سفر بره.»

سنجابک‌ها با بی‌حوصلگی دور هم روی شاخه‌ی درخت نشسته بودند که یک‌دفعه ماهان از دور دست تکان داد. سبزی…