
راز بزرگ همه

از کتاب
باغچهی ما بهار پیش ۱
پیش ۱بهاراردیبهشتهفته اول
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
ماهان به بچهها گفت: “من چند روزی نیستم. 🥺 قراره به شهرمون بریم، برای همین مدتی نمیتونم شما رو ببینم. دلم براتون تنگ میشه.” 😥
برفین که فهمید ماهان دوباره میخواهد سوار هواپیما بشود، با خودش گفت: “نباید این فرصت پرواز را از دست بدم. ✈️” نقاشی یک پسربچه ای شبیه ماهان و یک هواپیما را کشید 👨🎨 و زیر بالشش گذاشت 😴…
