
معلم قهرمان

از کتاب
باغچهی ما بهار پیش ۱
پیش ۱بهاراردیبهشتهفته دوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
قرار شد خانم سنجابی برود تا برای پدر و مادر بچهها خبر بیاورد؛ اما هنوز نیامده بود.
آنها دایکو را فرستادند تا بفهمند چه اتفاقی افتاده.
دایکو دید ماهان و آقای کجکلاه سوار ماشین شدند و بچهها هم داخل ماشین هستند. خانم سنجابی هم آخرین نفر بود که با سرعت داخل ماشین پرید.
خانم سنجابی که از کار سنجابها خیلی ناراحت…
