
خانه عجیب و غریب

از کتاب
باغچهی ما بهار پیش ۱
پیش ۱بهاراردیبهشتهفته سوم
۰۰:۰۰۰۰:۰۰
شب شده بود، اما بچهها همهجا خورشیدهای کوچکی میدیدند؛ روی دیوارها، ماشینها، مغازهها، خیابانها و …
بچهها با ورود به خانهی ماهان دیدند که اینجا هم یک خورشید کوچولویی آویزان است. آنها خیلی تعجب کردند.
چیزهایی داخل خانهی ماهان بود که در جنگل نبود. مثلاً سنگهای بزرگ ولی نرمی که رویشان مینشستند.
سبزی گفت:…
