فضای آزاد
متفرقه
توضیحی ثبت نشده است.
فعالیتهایی که از این ملزوم استفاده میکنند
۱۰ موردجنگ ابری
ابزارها: ابرهای تکه تکه شده، دوتا سطل آب ، حیاط یا فضای آزاد ، لباس اضافه برای بچه ها، بچه ها دو گروه شوند و دو طرف حیاط بایستند. هر گروه سطل های خودشون رو پر از آب کنند و ابرهای تکه تکه شده را داخل سطل آب بریزند، با شماره ۱، ۲، ۳ خاله جنگ ابری بین دو گروه شروع میشود.
خلاقیتفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۴بازی خیالی سفر
ابزارها: فضای آزاد هر کدوم از بچه ها در حیاط، تصمیم بگیرند که با یک وسیله به سفر خیالی بروند. مثلاً یکی به فضا برود با فضاپیما یکی با ماشین. و ... این بازی را با گفتگو و هیجان دادن باید انجام داد. میشود این بازی را به شکل بازی سفر در زمان هم انجام داد. به بچه ها بگویید سوار ماشین زمان بشویم هر کسی می تواند به گذشته یا آینده سفر کند! برای سفر به گذشته باید حرکات مربوط به زمان های مختلف را انجام دهد. مثلا برای رفتن به دوران ماقبل تاریخ باید مثل یک انسان غارنشین حرکت کند، یا برای رسیدن به آینده، باید پرش های بلند و سریع انجام دهد. در هر مرحله میشه با سوال کردن از بچه ها از خودشون نظرخواهی کنیم .
بازیفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۴گرگم به هوا
ابزارها: فضای آزاد داخل حیاط یک نفر را به عنوان گرگ انتخاب کنید و بقیه هم بره باشند. گرگ باید سعی کند یک بره را بگیرد بقیه هم باید فرار کنند، کسی که توسط گرگ گرفته می شود گرگ بعدی هست.
خلاقیتفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۲پرش در دایره
ابزارها: گچ و فضای آزاد در حیاط و فضای آزاد، پشت هم دایره های کوچک و بزرگی بکشید. بچه ها باید داخل این دایره ها بپرند و پایشان خط را لمس نکند. بعضی از دایره ها را آن قدر کوچک بکشید که فقط یک پایشان جا شود و بعضی ها را بزرگ تر طراحی کنید.
نقاشیفعالیت پیشنهادیاردیبهشت · هفتهٔ ۴جنگ ابری
ابزارها: ابرهای تکه تکه شده، دوتا سطل آب ، حیاط یا فضای آزاد ، لباس اضافه برای بچه ها، بچه ها دو گروه شوند و دو طرف حیاط بایستند. هر گروه سطل های خودشون رو پر از آب کنند و ابرهای تکه تکه شده را داخل سطل آب بریزند، با شماره ۱، ۲، ۳ خاله جنگ ابری بین دو گروه شروع میشود.
خلاقیتفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۴بازی خیالی سفر
ابزارها: فضای آزاد هر کدوم از بچه ها در حیاط، تصمیم بگیرند که با یک وسیله به سفر خیالی بروند. مثلاً یکی به فضا برود با فضاپیما یکی با ماشین. و ... این بازی را با گفتگو و هیجان دادن باید انجام داد. میشود این بازی را به شکل بازی سفر در زمان هم انجام داد. به بچه ها بگویید سوار ماشین زمان بشویم هر کسی می تواند به گذشته یا آینده سفر کند! برای سفر به گذشته باید حرکات مربوط به زمان های مختلف را انجام دهد. مثلا برای رفتن به دوران ماقبل تاریخ باید مثل یک انسان غارنشین حرکت کند، یا برای رسیدن به آینده، باید پرش های بلند و سریع انجام دهد. در هر مرحله میشه با سوال کردن از بچه ها از خودشون نظرخواهی کنیم .
بازیفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۴گرگم به هوا
ابزارها: فضای آزاد داخل حیاط یک نفر را به عنوان گرگ انتخاب کنید و بقیه هم بره باشند. گرگ باید سعی کند یک بره را بگیرد بقیه هم باید فرار کنند، کسی که توسط گرگ گرفته می شود گرگ بعدی هست.
خلاقیتفعالیت پیشنهادیخرداد · هفتهٔ ۲پرش در دایره
ابزارها: گچ و فضای آزاد در حیاط و فضای آزاد، پشت هم دایره های کوچک و بزرگی بکشید. بچه ها باید داخل این دایره ها بپرند و پایشان خط را لمس نکند. بعضی از دایره ها را آنقدر کوچک بکشید که فقط یک پایشان جا شود و بعضی ها رو بزرگ و بزرگتر بکشید.
خلاقیتفعالیت پیشنهادیاردیبهشت · هفتهٔ ۴مسابقه
ابزارها: فضای آزاد مربی نام یک رنگ را می گوید و کودکان باید در کلاس یا حیاط چیزی با آن رنگ پیدا کرده و لمس کنند. می توانید بچه ها را به گروه های مختلف تقسیم کنید و هر گروه را مسئول پیدا کردن یک رنگ کنید.
خلاقیتفعالیت انتخابیاردیبهشت · هفتهٔ ۳نجات حیوانات گرفتار در یخ
ابزارها: یک سری ظرف یخ که داخلش حیوانات پلاستیکی باشن به تعداد بچه ها، گوشتکوب ، فضای آزاد و حیاط از قبل تعداد بچه ها لیوان های آب را پر کنید و داخل فریزر بگذارید و داخل هر کدام از آن لیوان ها یک حیوان پلاستیکی بگذارید. مامان علی به او گفت: امروز می خوام قصه یه آقا پسری رو برات تعریف کنم که دستای خیلی قوی داشت. علی گفت: دست های قوی مثل دست های سربازها؟ مامان گفت: بله . علی گفت: چیکار کرده بود که انقدر دستاش قوی شده بود؟ مامان گفت: اون پسر هر روز صبح که از خواب بیدار می شد مثل سربازها راه می رفت تا به سفره صبحانه برسه بعد با دست های قویش گردوهای قلقلی و تخم مرغ های گردالی رو می شکست و می خورد، کم کم دست هاش تبدیل شد به دست های قوی و پهلوانی. علی گفت؛ منم دوست دارم دست هام قوی بشه، پس منم یه دونه از اون تخم مرغ های خوشمزه رو می خوام، بعد که علی تخم مرغ رو خورد، احساس کرد انرژی های عجیبی اومده توی دست هاش. بابای علی هم که دستای قوی علی رو دید چند تا یخ بزرگ از توی فریزر درآورد و از علی خواست تا حیوونایی که گرفتار یخ شدن رو نجات بده.
قصهفعالیت انتخابیخرداد · هفتهٔ ۲
