قصهفعالیت پیشنهادی

قصه مناسبتی

شرح فعالیت

ابزارها: ندارد "مهمانی خدا یک روز صبح، مامان به علی کوچولو گفت: «امروز روز خیلی مهمیه، علی جون. امروز مهمانی خداست!»علی با تعجب پرسید: «مهمانی خدا؟ یعنی خدا خونه ی ما میاد؟»مامان لبخندی زد و گفت: «نه عزیزم، خدا همیشه هست اما توی این ماه خاص، بیشتر به ما نزدیک میشه. توی این مهمانی، ما هم مثل خدا مهربون میشیم و به همه کمک می کنیم. مثلاً به دوستامون آب بدیم، به مامان و بابا کمک کنیم و چیزای خوشمزه با هم بخوریم.»علی با ذوق گفت: «من دوست دارم به خدا کمک کنم! می تونم چه کار کنم؟»مامان گفت: «تو میتونی با ما نماز بخونی، قرآن بخونی و به بچه های کوچیک تر از خودت کمک کنی. همچنین می تونی تا موقع افطار چیزی نخوری و صبر کنی. این کار خیلی قشنگه و خدا خیلی خوشحال میشه.»علی کمی فکر کرد و گفت: «من میتونم به مهدکودکم اسباب بازی ببرم! بچه ها خیلی خوشحال میشن.»مامان با خوشحالی گفت: «آفرین علی جان! این کار خیلی قشنگه. تو یه پسر خیلی مهربونی هستی.»از اون روز به بعد، علی هر روز با اشتیاق به مهمانی خدا می رفت و کارهای خوبی انجام می داد. او خیلی خوشحال بود که تونسته به خدا کمک کنه و مهمانی خدا رو جشن بگیره."

اهداف آموزشی
۴
ملزومات
۱
نوع فعالیت
قصه
شیوه ارائه
فعالیت پیشنهادی

اهداف آموزشی

ملزومات این فعالیت

فعالیت‌های مرتبط