قصه ها در باغچه
📖 رویکرد تعاملی در بخش قصههای کتاب
در این کتاب، ما در واقع **سه زاویه ورود** به موضوع کودک داشتیم. یکی از این زاویهها، **بخش قصهها** است.
📚 شیوه قصهگویی در کتابهای قبلی
قصهها در کتاب قبلی داخل خود کتاب قرار داشتند و معمولاً در کتابهای پیش از دبستان نیز به همین شکل است؛ یعنی در کتاب، یکسری تصویر، داستان و متن داستان وجود دارد و بچهها تصاویر را میبینند و مربی داستان را برای آنها تعریف میکند.
این نوع طراحی یک ویژگی داشت؛ اینکه بچهها چون هنوز سواد خواندن نداشتند، لازم بود مربی قصه را برای آنها بخواند.
از طرف دیگر، بچهها هم میخواستند تصاویر را نگاه کنند و هم به مربی توجه کنند. این موضوع باعث ایجاد یک نوع **دوگانگی در توجه بچهها** میشد.
🌱 تبدیل قصه به یک فضای تعاملی
ما گفتیم بخش داستان میتواند تبدیل به یک بخش **تعاملی** شود؛ بخشی که اتفاقاً مربی بتواند بیشتر بچهها را درگیر کند و فضای تعاملی ایجاد شود.
به چه صورت؟
ما قصهها را بهطور کامل از کتاب خارج کردیم و در قالب **لوحهها** قرار دادیم.
مربی، بچهها را تشویق میکند که تصویرخوانی کنند و داستان در تعامل با بچهها شکل بگیرد.
🎭 نقش مربی و کودک در ساخت داستان
متن داستان در پشت لوحهها قرار داده شده است، اما این به این معنی نیست که مربیان ملزم باشند کل داستان را دقیقاً از روی متن پشت لوحهها بخوانند.
بلکه میتوانند همراه با بچهها مسیر داستان را تغییر دهند، اجازه دهند خود بچهها ایدههایی مطرح کنند و در شکلگیری داستان نقش داشته باشند.
بهطور کلی، فضای قصه باید فضایی باشد که:
* بچهها ارتباط بیشتری با مربی بگیرند.
* با داستان تعامل بیشتری داشته باشند.
* در روند شکلگیری قصه مشارکت کنند.
بنابراین، این بخش اساساً یک **بخش تعاملی بین مربی و بچهها** است.
