بازگشت به مجله

مبانی تربیتی باغچه ما

🌱 رویکرد ما در تربیت کودک بسم‌الله الرحمن الرحیم رویکرد ما در تربیت کودک چیست؟ این اصلی‌ترین سؤالی است که باید یک‌بار آن را جمع‌بندی کنیم تا بتوانیم با کتاب جدید، فعالیت‌های جدید و تربیت مربی‌ای که خواهیم داشت، هم‌خوان و هم‌قدم شویم و نگاه ما برای مربیان قابل پذیرش باشد. 🎈 دوره کودکی؛ دوره بازی و تجربه بر اساس آن چیزی که در روایات ما آمده، بچه‌ها زیر ۷ سال شخصیتی دارند که باید بازی کنند. در روایت آمده است: «دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ» یعنی کودک را در این هفت سال رها کن تا بازی کند. رها کردن در مقابل چیست؟ در مقابل اینکه من بخواهم در این سن، فرائض، آموزش‌ها و مفاهیمی را که احساس می‌کنم نیاز است یاد بگیرد، به‌خصوص در مسائل دینی، آداب و اخلاق، به او آموزش مستقیم بدهم. یعنی چه؟ یعنی این کودک در این سن قرار است فعلاً در همان دنیای بچگانه، دنیای بازی‌گونه و دنیای خیال‌محور، شروع کند به ساختن چیزهایی برای خودش. اگر در نقاشی‌اش خورشید را قرمز کشید یا آبی کشید، نباید به او بگوییم درست نیست. در این مرحله، کودک دارد تلاش می‌کند یک جهان‌بینی برای خودش بسازد. من فعلاً به این جهان‌بینی بها می‌دهم و شروع به برچسب‌گذاری نمی‌کنم. 👑 هفت سال اول؛ دوره سیادت کودک در روایات آمده است که هفت سال اول، هفت سال سیادت است. من به این «سلطان بودن» و «پادشاه بودن» کودک بها می‌دهم. اجازه می‌دهم خودش تصمیم‌گیر باشد، خودش فرمان‌روا باشد، خودش مالک باشد. تا جایی که امکان دارد، به او تحمیل نمی‌کنم و حواسم هست که احساس اختیار و آزادی را تجربه کند. البته این آزادی حد و مرزهایی هم دارد. جایی که می‌بینم کودک به دیگران آسیب می‌زند، به خودش آسیب می‌زند، در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد یا خطرسازی وجود دارد، باید مداخله کنم. گاهی پیشگیری می‌کنم، محیط را امن می‌کنم و گاهی نیز مداخله می‌کنم و کودک را از موقعیت خطر خارج می‌کنم. مثلاً در موقعیت‌هایی مانند کنجکاوی‌های جنسی یا زمانی که بچه‌ها حرف‌هایی می‌زنند که مناسب محیط جمعی نیست، تلاش می‌کنم حواس کودک را پرت کنم یا او را از آن موقعیت خارج کنم. اما در تمام این موضوعات، من آموزش خطر، آموزش آداب‌دانی و آموزش اخلاق مستقیم نمی‌دهم؛ بلکه تلاش می‌کنم شرایط را به شکلی ایجاد کنم که کودک وارد مسیر درست شود. 🌈 ویژگی‌های طبیعی دوره کودکی در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است که من چند ویژگی را در کودکان دوست دارم: * زیاد گریه می‌کنند. * با هم دعوا می‌کنند. * زود آشتی می‌کنند. * می‌سازند. * خراب می‌کنند. * در خاک غلت می‌خورند. این‌ها ویژگی‌های دوره کودکی است. دوره کودکی، دوره بیان احساسات کنترل‌نشده است. در این دوره، خیلی نیاز نیست که من خودکنترلی را به کودک آموزش بدهم. کودکان هنوز قرار نیست خودشان را سانسور کنند، فیلتر کنند و کنترل کنند. بچه‌ها باید بتوانند خیلی زود تغییر حالت بدهند. این تنوع‌طلبی، متعلق به همین دوره است. لازم نیست بیش از اندازه روی تمرکز آن‌ها کار کنم و انتظار داشته باشم مثل یک سیستم مدرسه‌ای عمل کنند. بچه‌ها در روابطشان نیز تنوع زیادی دارند؛ زود دوست می‌شوند، زود قهر می‌کنند و زود آشتی می‌کنند. این انعطاف زیاد، ویژگی همین دوره است و ما باید تلاش کنیم کودکانی تربیت کنیم که انعطاف بالایی داشته باشند، بتوانند راحت با دیگران ارتباط بگیرند و بتوانند سریع از یک فعالیت به فعالیت دیگر بروند. اینکه انتظار داشته باشیم مانند سیستم مدرسه‌ای، یک زنگ داشته باشیم، زنگ بخورد، بچه‌ها بیرون بروند و دوباره یک ساعت دیگر بنشینند، واقعیت این است که متناسب با شرایط کودکی نیست. پس محیط و محتوای ما باید حداکثر سیالیت را داشته باشد. 🌱 فرایندمحوری در فعالیت‌ها ما در محتواهایی که طراحی کرده‌ایم دائماً بر این موضوع تأکید می‌کنیم. فعالیت‌ها پیشنهاد هستند. اگر کودک دوست نداشت، انجام نداد یا پیشنهاد دیگری داشت، اشکالی ندارد. اگر در مسیر داستان، از روی تصویر، بچه‌ها روایت خودشان را شروع کردند و داستان جدیدی خلق کردند، مربی می‌تواند همراهی کند. اصل، مشارکت کودک و جریان تجربه اوست. 🧩 جمع‌بندی نگاه ما به دوره کودکی در نگاه ما به دوره کودکی: * آزادی * انعطاف * فرایندمحوری بر اساس روایات ما و نگاه کلی که در فضای دینی وجود دارد، پررنگ هستند و برای ما اصل محسوب می‌شوند. 🕌 نگاه ما به تربیت دینی در دوره کودکی آخرین نکته، نگاه ما به تربیت دینی است. نماز خواندن، روزه گرفتن، مسجد رفتن، شعائر دینی، هویت ملی و مواردی از این جنس، رویکرد ما در دوره کودکی چه باید باشد؟ ما می‌گوییم انسان دارای سه ساحت است: ❤️ ساحت گرایشی یعنی چیزهایی که من دوست دارم، قبول دارم، از درون حس می‌کنم و به آن‌ها میل دارم. 🧠 ساحت نگرشی یعنی مباحثی که در ذهن من از جهت معرفتی حل شده‌اند؛ زاویه دید من و عقاید من. 🤲 ساحت کنشی یعنی رفتارهای من؛ مثل نماز خواندن، حجاب داشتن و بسیاری از آداب زندگی. ما معتقدیم چیزی که در دوره پیش از دبستان مهم است و اصالت دارد و باید به‌عنوان هدف تربیت دینی قرار بگیرد، حوزه **گرایش‌ها** است. یعنی کودک: * انسان‌های دیندار را دوست داشته باشد. * نسبت به نماز حس خوبی داشته باشد. * از نماز خواندن خوشش بیاید. * احساس بدی نسبت به آن پیدا نکند. 🌱 ایجاد حس خوب نسبت به دین برای اینکه این اتفاق بیفتد، لازم است در محیط مهد کودک، کودک در معرض این موارد باشد: * قرآن خواندن را ببیند. * نماز خواندن را ببیند. * از خدا شنیدن را تجربه کند. مثلاً در تجربه‌هایی که با مهدکودک‌ها داشتیم، با بچه‌ها روی بلندی می‌ایستادیم و اذان می‌گفتیم. بعد من برای مربی‌ها نماز می‌خواندم. بچه‌ها در مهد بازی خودشان را می‌کردند و ما را می‌دیدند. بعضی از آن‌ها کنار من می‌ایستادند و ادای من را درمی‌آوردند و نماز می‌خواندند. اما اتفاق اصلی چه بود؟ آموزش نماز نبود. من نمی‌خواستم این بچه‌ها رفتارهای من را تکرار کنند یا فلسفه نماز را یاد بگیرند. می‌خواستم صرفاً یک حس خوب نسبت به نماز خواندن در آن‌ها ایجاد شود. 📖 رویکرد کتاب در تربیت دینی برای همین، در محتوای کتاب می‌بینید که نسبت به این موضوعات خیلی قطره‌چکانی عمل کرده‌ایم. هر هفته را با یک «به نام خدا» و یک شعرگونه شروع می‌کنیم. در پایان هفته نیز با یک دعا تمام می‌کنیم. این‌ها چیزهایی هستند که کودک نسبت به آن‌ها حس پیدا می‌کند و تکرار آن‌ها کمک می‌کند این حس در کودک پررنگ شود. آیا لازم است دائماً تکرار کنیم: «بچه‌ها، این دست را خدا به ما داده، بروید شکرش را بکنید؟» نه. همین که کودک نسبت به مخلوقات خدا حس خوبی داشته باشد، قدردان باشد، زبان مثبتی داشته باشد و یاد بگیرد در ارتباط با اطرافش واکنش مثبت نشان دهد، یعنی بذرهای مهمی که بعدها در تربیت دینی نیاز داریم، در دل او کاشته شده است. 🌸 جمع‌بندی نهایی در تربیت دینی نیز دغدغه ما این است که بچه‌ها در این دوره، مملو از حس‌های خوب باشند: * نسبت به خودشان. * نسبت به دیگران؛ پدر، مادر و دوستانشان. * نسبت به مهد کودک. * نسبت به طبیعت، حیوانات، جنگل و فصل‌ها. * و نسبت به خدا. همین که این اتفاق بیفتد؛ اینکه بچه‌ها از نقاشی درباره طبیعت لذت ببرند، از فعالیت‌هایی که در بازی مامان‌بازی انجام می‌دهند لذت ببرند، اتفاق اصلی در تربیت دینی افتاده است. ان‌شاءالله بتوانیم یک زاویه دید درست و خوبی نسبت به رویکرد تربیتی خودمان داشته باشیم تا مبنای حرکت ما در جریان تربیتی کودکانمان باشد.