🍂 میز کار مربیباغچه‌ی ما پاییز پیش ۲

هفته اول

آبان۶ فعالیت • ۷ هدف آموزشی • ۶ ابزار

قصه‌ی هفته

قصه‌ی این هفته

من سنجاب ام

جمعه صبح که پرسنج از خواب بیدار شد، مادرش از او خواست برای صبحانه فندق بیاورد. پرسنج به راه افتاد. بعد از مدتی که راه رفت، خسته شد و نشست تا استراحت کند. همان موقع دید که یک لاک‌پشت آرام‌آرام از کنارش رد شد. لاک‌پشت بدون اینکه نگران چیزی باشد، رفت توی لاکش و به راحتی استراحت کرد. پرسنج با خودش فکر کرد: «چه خوب است که لاک‌پشت، خانه‌اش همیشه همراهش است و هر وقت خسته شود، می‌تواند درونش استراحت کند. کاش من هم مثل لاک‌پشت همیشه یک خانه همراهم داشتم.» او با شاخه‌ها و برگ‌های جنگل یک لاک درست کرد و به پشتش بست. با این لاک احساس کرد حالا هر وقت خسته شود می‌تواند مثل لاک‌پشت استراحت کند. اما وقتی می‌خواست حرکت کند، متوجه شد که لاکش خیلی سنگین است و نمی‌تواند خوب بدود. در همین موقع، یک خرگوش با سرعت از کنارش گذشت. خرگوش با پرش‌های بلند از روی چاله‌ای که پرسنج نمی‌توانست از روی آن رد شود، پرید و به راحتی به آن طرف چاله رسید. پرسنج با خودش گفت: «خرگوش چه راحت می‌تواند بپرد و بدود. کاش من هم می‌توانستم مثل خرگوش سبک و سریع باشم.» او لاکش را کنار گذاشت و تلاش کرد مثل خرگوش از روی چاله بپرد، اما پرشش به اندازه خرگوش نبود و به سختی توانست از روی چاله بپرد و پایش کمی درد گرفت. رفت و رفت تا به درخت فندق رسید. رفت بالا و چند فندق چید و در جیبش گذاشت. در راه برگشت به خانه، یک پرنده کوچک را دید که از بالای سرش پرواز کرد. پرسنج فکر کرد: «کاش من هم بال داشتم و می‌توانستم مثل پرنده از روی همه این چاله‌ها پرواز کنم.» با چند برگ، دو بال کوچک برای خودش درست کرد و تلاش کرد پرواز کند. از روی چند تا از چاله‌ها با بال‌هایش عبور کرد. اما وقتی به خانه‌شان رسید، متوجه شد که این بال‌ها برای بالا رفتن از تنه درخت کمکی به او نمی‌کنند. در همان لحظه، مامان که دنبال پرسنج می‌گشت، از بالای درخت صدایش کرد: «پرسنج! اینجایی؟ چرا اینقدر آمدنت طول کشید؟» پرسنج با صدای آرام گفت: «مامان، من سعی کردم مثل لاک‌پشت، خرگوش و پرنده باشم، اما هرکدامشان کاری می‌کنند که من نمی‌توانم.» مامان با لبخند گفت: «عزیزم، هرکدام از ما توانایی‌های مخصوص خودمان را داریم. لاک‌پشت خانه‌اش را همیشه با خودش دارد، خرگوش می‌پرد و پرنده پرواز می‌کند. اما تو هم یک سنجابی و سنجاب‌ها بهتر از هر حیوان دیگری می‌توانند از درخت‌ها بالا بروند.» همین موقع، یک عقاب بزرگ در آسمان ظاهر شد. پرنده کوچک که روی شاخه‌ای نزدیک نشسته بود، با ترس بال زد و فرار کرد و عقاب دنبالش رفت. پرسنج با تعجب دید که پرنده کوچولو نمی‌تواند مثل او سریع از درخت بالا برود و در لانه پنهان شود. فهمید که هرکسی توانایی‌های مخصوص خودش را دارد. پرسنج به راحتی از درخت بالا رفت و کنار مامانش نشست. مامان گفت: «می‌بینی پرسنج؟ هرکدام از ما کاری را بهتر از بقیه انجام می‌دهیم. مهم این است که بدانی تو هم توانایی‌های بی‌نظیری داری.» پرسنج با لبخند گفت: «حق با شماست مامان، من هم یک سنجابم و می‌توانم به راحتی از درخت‌ها بالا بروم.»

فایل صوتی موجود است

هدف آموزشی

فعالیت‌های هفته(۶)

بازیفعالیت کتاب

پیدا کردن خرگوش بازیگوش در تصویر، رنگ کردن آن و شمردن درخت‌های تصویر

پیدا کردن خرگوش بازیگوش در تصویر، رنگ کردن آن و شمردن درخت‌های تصویر

آبان·هفته اول
مداد رنگی
۳۹
خط چینفعالیت کتاب

پیدا کردن دایره‌های خط‌چین در تصویر تراکتور، کامل کردن و رنگ زدن آن‌ها

پیدا کردن دایره‌های خط‌چین در تصویر تراکتور، کامل کردن و رنگ زدن آن‌ها

آبان·هفته اول
مدادمداد رنگی
۱۳۶
بازیفعالیت کتاب

پیدا کردن توپ‌ها در تصویر اتاق و زدن علامت × کنار آن‌ها

پیدا کردن توپ‌ها در تصویر اتاق و زدن علامت × کنار آن‌ها

آبان·هفته اول
مداد یا خودکار
۳
نقاشیفعالیت کتاب

نقاشی آزاد که فقط از شکل دایره استفاده شود

نقاشی آزاد که فقط از شکل دایره استفاده شود

آبان·هفته اول
مداد رنگیپاستلماژیک
۶۱۳
خلاقیتفعالیت کتاب

با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب بستنی برداشتن و روی میز تولد چسباندن

با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب بستنی برداشتن و روی میز تولد چسباندن

آبان·هفته اول
برچسب بستنی (ضمیمه کتاب)
۳۲۴
دعافعالیت کتاب

خداجون ممنون که به من خوراکی‌های خوشمزه دادی، کمکم کن که در جشن‌ها به بقیه…

خداجون ممنون که به من خوراکی‌های خوشمزه دادی، کمکم کن که در جشن‌ها به بقیه دوستانم هم خوراکی بدم.

آبان·هفته اول
۷۴
قفسه ابزار

ملزومات این هفته

  • ×۳
    مداد رنگی
    رنگ و قلم
  • برچسب بستنی (ضمیمه کتاب)
    کاغذ و مقوا
  • پاستل
    رنگ و قلم
  • ماژیک
    نوشت‌افزار
  • مداد
    نوشت‌افزار
  • مداد یا خودکار
    نوشت‌افزار