هفته دوم
آذر • ۶ فعالیت • ۵ هدف آموزشی • ۴ ابزار
قصهی هفته

انبار بلوط
در یک روز سرد پاییزی، سنجابکها مشغول بازی قایمباشک بودند. هرکدام به دنبال پیدا کردن جایی برای قایم شدن بودند. پرزی با هیجان زیاد از میان بوتهها دوید و پشت یک درخت بزرگ پنهان شد. همانطور که آرام و با دقت به اطراف نگاه میکرد تا مطمئن شود کسی او را نمیبیند، چشمانش به یک شکاف بزرگ در تنهی درخت افتاد. با کنجکاوی دستش را داخل شکاف برد و ناگهان احساس کرد دستش را درون استخری از بلوط برده است! پرزی نمیتوانست باور کند؛ قلبش از خوشحالی تندتند میزد. با صدای آهسته بقیه را صدا کرد: «بچهها! بیایید اینجا! من گنج پیدا کردم!» نرمین، برفین، دمدراز و پرسنج با سرعت به سمت پرزی دویدند. وقتی بلوطهای جمعشده را دیدند، خوشحال شدند و همگی شروع به صحبت کردند: «وای! چقدر بلوط! میتوانیم کلی بلوط بخوریم!» در حالی که همگی خیلی خوشحال بودند و به فکر برداشتن و خوردن بلوطها بودند، خانم سنجابی، مربی مهربانشان، از راه رسید. وقتی بلوطها را دید، با لبخندی به آنها گفت: «چه چیز جالبی پیدا کردید! اما باید بدانید که احتمالاً یکی از همسایههای جنگلی ما این بلوطها را جمع کرده است.» نرمین پرسید: «چرا این کار را کرده؟» خانم سنجابی جواب داد: «چون در زمستان بلوط روی درخت پیدا نمیشود.» برفین با عصبانیت گفت: «اگر همسایهی ما بلوطها را نچیند، برای زمستان هم بلوط روی درخت باقی میماند!» خانم سنجابی گفت: «اینطور نیست! حتی اگر هیچ سنجابی بلوطها را نچیند، باز هم بلوطها قبل از زمستان روی زمین میافتند!» بچهها همگی با نگرانی به خانم سنجابی نگاه کردند. برفین با ناراحتی پرسید: «پس یعنی توی زمستان بلوط نداریم و نمیتوانیم خورشت بلوط بخوریم؟ یا حتی کیک بلوط؟» خانم سنجابی با مهربانی جواب داد: «یک راهحل وجود دارد، کسی میتواند بگوید؟» نرمین گفت: «بگذارید فکر کنم… فهمیدم! ما هم میتوانیم مثل همین همسایه، بلوطها را برای زمستان ذخیره کنیم، و وقتی درختها دیگر بلوطی ندارند، این ذخیرهها به ما کمک میکنند تا بتوانیم غذاهایی که دوست داریم را درست کنیم.» خانم سنجابی گفت: «آفرین! همینطور است!» دمدراز گفت: «ما هم در خانه همین کار را میکنیم.» خانم سنجابی سرش را تکان داد و گفت: «بله، دقیقاً! همینطور که مامان و بابای شما برای زمستان بلوط ذخیره میکنند، ما هم میتوانیم برای سنجابستان یک انبار بلوط درست کنیم. بهتر است هر پنج بلوط را درون یک برگ پهن بچینیم و در یک جای مناسب ذخیره کنیم.» سنجابکها ابتدا به چیدن بلوط از روی درختان مشغول شدند. بعد بلوطها را با دقت در برگها بستهبندی کردند و سپس در یک جای مناسب ذخیره کردند. انبار سنجابستان پر شد از بلوطهای بستهبندیشده و همهی بچهها با رضایت به کارشان نگاه میکردند. آنها نهتنها یک گنج پیدا کرده بودند، بلکه یاد گرفته بودند چگونه برای آینده و روزهای سرد زمستان آماده شوند.
هدف آموزشی
فعالیتهای هفته(۶)
کشیدن ۵ درخت جلوی سنجاب کوچولو که ۲ تا کوتاهتر و ۳ تا بلندتر باشند
کشیدن ۵ درخت جلوی سنجاب کوچولو که ۲ تا کوتاهتر و ۳ تا بلندتر باشند
پیدا کردن تفاوتهای بین دو تصویر آشپزخانه و کشیدن دور آنها خط
پیدا کردن تفاوتهای بین دو تصویر آشپزخانه و کشیدن دور آنها خط
وصل کردن هر شغل (آتشنشان، پلیس، پزشک، سرباز) به ماشین و وسایل آن با خط صاف
وصل کردن هر شغل (آتشنشان، پلیس، پزشک، سرباز) به ماشین و وسایل آن با خط صاف
تشخیص شغل پرستار از روی تصویر و گفتن وسایل مورد نیاز آن شغل
تشخیص شغل پرستار از روی تصویر و گفتن وسایل مورد نیاز آن شغل
با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب خرچنگ برداشتن و در دریاچه چسباندن
با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب خرچنگ برداشتن و در دریاچه چسباندن
خداجون ممنون که دیروز و امروز و فردا را به من هدیه دادی، کمک کن هر روز به من…
خداجون ممنون که دیروز و امروز و فردا را به من هدیه دادی، کمک کن هر روز به من خوشگذره و بازیهای خوب بکنم.
