🌱 میز کار مربیباغچه‌ی ما بهار پیش ۲

هفته چهارم

اردیبهشت۰ فعالیت • ۰ هدف آموزشی • ۰ ابزار

قصه‌ی هفته

قصه‌ی این هفته

نجات درختان جنگل

چند روزی از آمدن خانم سنجیده و پرزی گذشته بود. سنجاب‌ها همچنان در خانه‌ی درختی آرش زندگی می‌کردند و هر روز با او و پدرش درباره‌ی نجات جنگل و حیوانات آن صحبت می‌کردند. بابا سنجار گفت: «باید جلوی قطع کردن درختان رو بگیریم.» پدر آرش گفت: «درسته! همین‌طور باید درختان جدید هم کاشته شود!» آرش گفت: «من می‌تونم با بچه‌های مدرسه درباره‌ی این موضوع صحبت کنم.» نرمین گفت: «ما هم با تو می‌آییم. باید به بچه‌ها بگیم که این جنگل فقط برای انسان‌ها نیست، خونه‌ی خیلی از حیوانات هم هست.» صبح روز بعد، همراه آرش، نرمین و برفین هم به مدرسه رفتند. آرش همه‌ی بچه‌های کلاس رو جمع کرد و گفت: «دوستان من! حتماً از سیل چند روز پیش خبر دار شده‌اید. می‌دونستید یکی از چیزهایی که جلوی سیل رو می‌گیره، وجود درخت‌هاست؟» یکی از بچه‌ها پرسید: «ما چطوری می‌تونیم کمک کنیم؟» آرش توضیح داد: «می‌تونیم درخت بکاریم و به بزرگ‌ترها بگیم که درخت‌ها رو قطع نکنند.» نرمین که از داخل کوله‌پشتی آرش به صحبت‌ها گوش می‌داد، آرام نزدیک گوش آرش گفت: «بهشون بگو که این جنگل برای سنجاب‌ها هم هست.» آرش لبخندی زد و گفت: «دوستان من! جنگل فقط برای ما نیست، برای حیوانات هم هست! روباه‌ها، جغدها، خرگوش‌ها، سنجاب‌ها و کلی موجود دیگه! این رو باید به گوش همه برسونیم!» یکی از بچه‌ها گفت: «پدر من خبرنگاره. می‌تونم ازش بخوام که یه مصاحبه با تو انجام بده!» یکی دیگه از بچه‌ها گفت: «پدر من نگهبان جنگل‌هاست! می‌تونیم یه نامه بنویسیم تا من به پدرم برسونم!» هر کس پیشنهادی داد تا کمک کند این مشکل را حل کنند. آرش و سنجاب‌ها خوشحال از این‌که تونسته بودند کاری انجام دهند، به خانه برگشتند. آن شب، آرش و پدرش نامه‌ای برای نگهبان جنگل‌ها نوشتند تا اینکه فردا به او برسانند.

فایل صوتی موجود است

فعالیت‌های هفته(۰)

برای این هفته فعالیتی ثبت نشده.
برای فعالیت‌های این هفته ابزار خاصی ثبت نشده.