هفته دوم
مهر • ۶ فعالیت • ۸ هدف آموزشی • ۵ ابزار
قصهی هفته

دوست جدید
بعد از چند روز، ساخت سنجابستان به پایان رسید، اما هنوز خیلی از سنجابکها از وجود آن خبر نداشتند. برفین با نگرانی گفت: «نمیتوانیم با هم بازی کنیم، چون یک نفر کم داریم.» نرمین گفت: «بذار فکر کنم… شاید باید بقیهی سنجابکها را هم خبر دار کنیم.» مادر نرمین و برفین، که سنجاب مهربانی به نام «مامان ساجر» بود، با لبخندی محبتآمیز گفت: «بله، این کار خیلی خوبی است! هرچه دوستان بیشتری داشته باشیم، بازیها و شادیهایمان بیشتر میشود. پس به جنگل بروید و دوستان جدیدی برای سنجابستان پیدا کنید.» نرمین و برفین با خوشحالی به راه افتادند. آنها از میان درختان و بوتههای سرسبز عبور کردند، دوستشان دمدراز را صدا کردند و با هم به مسیر ادامه دادند. بعد از مدتی راه رفتن، یک سنجاب کوچولو را دیدند که تنها کنار یک درخت ایستاده و با نگرانی به شاخههای بلند آن نگاه میکرد. نرمین جلو رفت و با مهربانی گفت: «سلام! اسمت چیست؟» سنجاب کوچولو که کمی خجالتی بود، با صدای آهسته گفت: «پرزی!» نرمین با لبخند گفت: «از دیدنت خوشحالم پرزی! ما یک کودکستان به نام سنجابستان در بالای درخت بلوط بزرگ ساختهایم. میخواهی به آنجا بیایی و با ما بازی کنی؟» پرزی با تعجب به سنجابکها نگاه کرد و پرسید: «راست میگویی؟ سنجابستان؟ آنجا چه کارهایی میکنید؟» برفین با هیجان جواب داد: «آنجا ما با هم بازی میکنیم، چیزهای جدید یاد میگیریم و دوستان زیادی پیدا میکنیم.» پرزی کمی فکر کرد و با لبخندی گفت: «راست میگویی؟ من همیشه تنها بازی میکنم، ولی شاید اگر به سنجابستان بیایم، دوستهای جدیدی پیدا کنم.» دمدراز با خوشحالی گفت: «بله، حتما! بیا با ما به سنجابستان برویم.» وقتی سنجابکها به سنجابستان رسیدند، دوستشان پرسنج را در آنجا دیدند. پرسنج با لبخند گفت: «چه خوب که یک دوست دیگر هم پیدا کردیم!» برفین با هیجان گفت: «حالا چه بازی کنیم؟» نرمین گفت: «بذار فکر کنم!» پرزی گفت: «ما به یک بزرگتر احتیاج داریم تا از او کمک بگیریم.» نرمین کمی فکر کرد و گفت: «فکر خوبی است، اما چه کسی؟ مامان ساجر من که وقت ندارد.» پرزی با خجالت گفت: «مامان من شاید وقت داشته باشد؛ مامان سنجابی! قبلاً هم مربی کودکستان بوده.» سنجابکها خوشحال شدند و پنجنفری به سمت خانهی پرزی حرکت کردند و موضوع را به خانم سنجابی گفتند. خانم سنجابی وقتی دید که پرزی توانسته بالاخره دوست پیدا کند، خیلی خوشحال شد و با سنجابکها به سنجابستان رفت. در سنجابستان، خانم سنجابی با مهربانی گفت: «چقدر اینجا زیباست! من خیلی خوشحال میشوم به سنجابستان بیایم و با شما بازی کنم.» بچهها با خوشحالی گفتند: «خیلی ممنون خانم سنجابی!» و اینطور شد که سنجابستان یک مربی خوب پیدا کرد.
هدف آموزشی
- هدف ۱
مهارتهای حرکتی
پرورش مهارتهای جسمی ـ حرکتی
- هدف ۲
روحیه و رفتار عاطفی
پرورش روحیه و رفتار عاطفی
- هدف ۳
مهارتهای ذهنی
پرورش مهارتهای ذهنی
- هدف ۴
صفات اخلاقی و اجتماعی
پرورش صفات اخلاقی و رفتارهای اجتماعی مبتنی بر ارزشهای اسلامی
- هدف ۶
ذوق هنری و زیباییشناسی
پرورش ذوق هنری و زیباییشناسی
- هدف ۷
حس دینی و علایق مذهبی
تقویت حس دینی و علایق مذهبی
- هدف ۹
مهارتهای زبان فارسی
پرورش مهارتهای زبان فارسی
- هدف ۱۱
محیطزیست و طبیعت
آشنایی با محیطزیست و علاقه و انس با طبیعت و حفظ آن
فعالیتهای هفته(۶)
رنگآمیزی لباس مامان سنجاب (آبی) و سنجاب دختر (زرد)؛ رنگ زدن گل سر به رنگ دلخواه
رنگآمیزی لباس مامان سنجاب (آبی) و سنجاب دختر (زرد)؛ رنگ زدن گل سر به رنگ دلخواه
شمردن پرندههای روی درختهای پاییزی؛ تشخیص جهت سر پرندهها (بالا/پایین) و بیان…
شمردن پرندههای روی درختهای پاییزی؛ تشخیص جهت سر پرندهها (بالا/پایین) و بیان با صدای بلند
ادامه دادن الگوی رنگی کرمهای ابریشم (تشخیص توالی رنگ و رنگآمیزی)
ادامه دادن الگوی رنگی کرمهای ابریشم (تشخیص توالی رنگ و رنگآمیزی)
پشمالو کردن گوسفند با چسباندن پنبه یا مواد مشابه (خلاقیت آزاد)
پشمالو کردن گوسفند با چسباندن پنبه یا مواد مشابه (خلاقیت آزاد)
با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب سیب برداشتن و روی درخت چسباندن
با انجام هر فعالیت در کودکستان، یک برچسب سیب برداشتن و روی درخت چسباندن
خداجون ممنون که به من دوستان خوب هدیه دادی، به من کمک کن دوستان بیشتری پیدا کنم.
خداجون ممنون که به من دوستان خوب هدیه دادی، به من کمک کن دوستان بیشتری پیدا کنم.
