میز کار مربیباغچه‌ی ما پاییز پیش ۲

هفته دوم

مهر۲۱ فعالیت • ۸ هدف آموزشی • ۱۸ ابزار

قصه‌ی هفته

قصه‌ی این هفته

دوست جدید

بعد از چند روز، ساخت سنجابستان به پایان رسید، اما هنوز خیلی از سنجابک‌ها از وجود آن خبر نداشتند. برفین با نگرانی گفت: «نمی‌توانیم با هم بازی کنیم، چون یک نفر کم داریم.» نرمین گفت: «بذار فکر کنم… شاید باید بقیه‌ی سنجابک‌ها را هم خبر دار کنیم.» مادر نرمین و برفین، که سنجاب مهربانی به نام «مامان ساجر» بود، با لبخندی محبت‌آمیز گفت: «بله، این کار خیلی خوبی است! هرچه دوستان بیشتری داشته باشیم، بازی‌ها و شادی‌هایمان بیشتر می‌شود. پس به جنگل بروید و دوستان جدیدی برای سنجابستان پیدا کنید.» نرمین و برفین با خوشحالی به راه افتادند. آن‌ها از میان درختان و بوته‌های سرسبز عبور کردند، دوستشان دم‌دراز را صدا کردند و با هم به مسیر ادامه دادند. بعد از مدتی راه رفتن، یک سنجاب کوچولو را دیدند که تنها کنار یک درخت ایستاده و با نگرانی به شاخه‌های بلند آن نگاه می‌کرد. نرمین جلو رفت و با مهربانی گفت: «سلام! اسمت چیست؟» سنجاب کوچولو که کمی خجالتی بود، با صدای آهسته گفت: «پرزی!» نرمین با لبخند گفت: «از دیدنت خوشحالم پرزی! ما یک کودکستان به نام سنجابستان در بالای درخت بلوط بزرگ ساخته‌ایم. می‌خواهی به آن‌جا بیایی و با ما بازی کنی؟» پرزی با تعجب به سنجابک‌ها نگاه کرد و پرسید: «راست می‌گویی؟ سنجابستان؟ آن‌جا چه کارهایی می‌کنید؟» برفین با هیجان جواب داد: «آن‌جا ما با هم بازی می‌کنیم، چیزهای جدید یاد می‌گیریم و دوستان زیادی پیدا می‌کنیم.» پرزی کمی فکر کرد و با لبخندی گفت: «راست می‌گویی؟ من همیشه تنها بازی می‌کنم، ولی شاید اگر به سنجابستان بیایم، دوست‌های جدیدی پیدا کنم.» دم‌دراز با خوشحالی گفت: «بله، حتما! بیا با ما به سنجابستان برویم.» وقتی سنجابک‌ها به سنجابستان رسیدند، دوستشان پرسنج را در آن‌جا دیدند. پرسنج با لبخند گفت: «چه خوب که یک دوست دیگر هم پیدا کردیم!» برفین با هیجان گفت: «حالا چه بازی کنیم؟» نرمین گفت: «بذار فکر کنم!» پرزی گفت: «ما به یک بزرگ‌تر احتیاج داریم تا از او کمک بگیریم.» نرمین کمی فکر کرد و گفت: «فکر خوبی است، اما چه کسی؟ مامان ساجر من که وقت ندارد.» پرزی با خجالت گفت: «مامان من شاید وقت داشته باشد؛ مامان سنجابی! قبلاً هم مربی کودکستان بوده.» سنجابک‌ها خوشحال شدند و پنج‌نفری به سمت خانه‌ی پرزی حرکت کردند و موضوع را به خانم سنجابی گفتند. خانم سنجابی وقتی دید که پرزی توانسته بالاخره دوست پیدا کند، خیلی خوشحال شد و با سنجابک‌ها به سنجابستان رفت. در سنجابستان، خانم سنجابی با مهربانی گفت: «چقدر این‌جا زیباست! من خیلی خوشحال می‌شوم به سنجابستان بیایم و با شما بازی کنم.» بچه‌ها با خوشحالی گفتند: «خیلی ممنون خانم سنجابی!» و این‌طور شد که سنجابستان یک مربی خوب پیدا کرد.

فایل صوتی موجود است

روزهای هفته(۷)

اهداف آموزشی

پوشش این هفته

  • ذوق هنری و زیبایی‌شناسی۲۰٪
  • صفات اخلاقی و اجتماعی۱۸٪
  • مهارت‌های ذهنی۱۸٪
  • مهارت‌های حرکتی۱۶٪
  • محیط‌زیست و طبیعت۱۴٪
  • مهارت‌های زبان فارسی۷٪
  • روحیه و رفتار عاطفی۵٪
  • حس دینی و علایق مذهبی۲٪
  • انس با قرآن۰٪
  • بهداشت و ایمنی۰٪
  • هویت ملی۰٪
ترکیب این هفته

پراکندگی فعالیت‌ها

۲۱
فعالیت
۸
هدف
۱۸
لوازم
بر اساس نوع فعالیت
  • بازی۹۴۳٪
  • خلاقیت۶۲۹٪
  • نقاشی۳۱۴٪
  • کاردستی۲۱۰٪
  • دعا۱۵٪
  • آواشناسی۰۰٪
  • برچسب۰۰٪
  • خط چین۰۰٪
  • علوم۰۰٪
  • قرآن۰۰٪
  • قصه۰۰٪
  • ماز۰۰٪
  • منطق ریاضی۰۰٪
نوع ارائه
فعالیت پیشنهادی۹فعالیت انتخابی۶فعالیت کتاب۶فعالیت پویش۰فعالیت قصه۰
قفسه ابزار

ملزومات این هفته

  • ×۴
    پاستل
  • ×۳
    مداد رنگی
  • ×۲
    بدون ابزار
  • ×۲
    چسب
  • ×۲
    قیچی (ایمن)
  • بادکنک
  • برچسب سیب (ضمیمه کتاب)
  • پنبه
  • تخیل
  • توپ
  • خمیربازی
  • کارت های بازی تیزبین
  • کاغذ رنگی
  • کاغذ سفید یا رنگی
  • کاغذ یا مقوا
  • کاموا
  • لگو
  • مداد