هفته دوم
خرداد • ۰ فعالیت • ۰ هدف آموزشی • ۰ ابزار
قصهی هفته

مرد سیبیلو
📺 مصاحبه آرش از تلویزیون پخش شد ولی هنوز هیچ خبری نشده بود! سنجابها 🐿️ و آرش ناامید شده بودند؛ چون هرکاری که به فکرشان میرسید را انجام داده بودند ولی نتیجهای نداده بود. نرمین و برفین ساکت گوشهای نشسته بودند و فکر میکردند که ناگهان با صدای در 🚪 از جا پریدند! آرش دوان دوان به سمت در حیاط رفت 🏃♂️، سنجابها لابهلای شاخهها 🌿 قایم شدند. آرش در خانه را باز کرد. پشت در یک مرد سیبیلو 👨 با ظاهری کمی ناراحت ایستاده بود. آرش صدا زد: «بفرمایید. شما؟» مرد سیبیلو گفت: «سلام پسر جان، من صاحب کارگاه چوب بری هستم 🪓. کسی که باعث قطع درختان جنگل 🌳 شده.» چشمهای آرش از تعجب 😲 گرد شد. مرد سیبیلو ادامه داد: «پسر جان، من از اتفاقی که افتاده خیلی ناراحتم 😞، دیروز که توی تلویزیون مصاحبهی شما رو دیدم تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده! آقا آرش تو خیلی چیزها به من یاد دادی.» آرش که خیلی تعجب کرده بود گفت...
