هفته سوم
خرداد • ۰ فعالیت • ۰ هدف آموزشی • ۰ ابزار
قصهی هفته

پیش به سوی جنگل
«برفین، برفین بیدار شو دیر میشه هاااا، برفین» 🐿️⏰ نرمین که خیلی خوشحال بود 😊، صبح زود بیدار شده بود و داشت یکییکی همه را از خواب بیدار میکرد 🛏️؛ چون امروز قرار بود به جنگل بروند 🌳. مامان ساجر و بابا سنجار هم بیدار شدند 👩👦👦. در همین لحظه از پایین درخت صدای آشنایی شنیده شد 🎶. صدای آرش بود که با یک کوله پشتی بزرگ 🎒، دستکش 🧤 و کفش مناسب کار 👟 آمده بود و مثل سربازها پا میکوبید و فریاد میزد: (با ضرب پا کوبیدن بخوانید) پیــش به ســـو ی نگـــهبان جنگـــل هـــا ، پیــــش به ســــو ی نگـــــهبان جنگـــل هـــا 👣👣 آرش از معلم اجازه گرفته بود که امروز به مدرسه نرود 🏫🚫. همهی سنجابها سریع آمدند و داخل کوله پشتی رفتند 🐿️🐿️🐿️. آرش به راه افتاد 🏃♂️. وقتی به نگهبان جنگلها رسیدند دیدند مرد سیبیلو 👨🏻🦰 به همراه یک پسر 👦، کنار خیابان نشستهاند، درحالیکه کنارش تعداد زیادی درخت کوچک 🌱، بیل ⛏️، کلنگ 🪓 و وسیله روی زمین قرار دارد. آرش جلو رفت و فهمید که...
