میز کار مربیباغچه‌ی ما زمستان پیش ۲

هفته اول

دی۲۱ فعالیت • ۸ هدف آموزشی • ۲۸ ابزار

قصه‌ی هفته

قصه‌ی این هفته

دوست جدید

اوایل زمستان بود و اولین برف زمستانی باریده بود. خانواده‌ای برای گردش و تفریح به جنگل آمده بودند. آرش، پسر کوچک این خانواده، کمی از مامان و بابا فاصله گرفت و در جنگل حرکت کرد. او به دنبال چیزی زیبا می‌گشت تا به مادرش هدیه بدهد، چون روز مادر نزدیک بود. آرش هرچه گشت، چیزی پیدا نکرد؛ هیچ گلی در آن نزدیکی نبود! کمی در جنگل جلوتر رفت تا شاید بتواند یک گل زیبا پیدا کند. همین‌طور که در میان درختان جنگل حرکت می‌کرد، ناگهان… پایش درون چیزی گیر کرد و از درخت برعکس آویزان شد! آرش در تله‌ای گیر کرده بود که شکارچی آن‌جا گذاشته بود تا حیوانات جنگل را شکار کند. هرچقدر پایش را تکان داد نتوانست خود را آزاد کند و حسابی ترسیده بود! فریاد زد: «بابااا… ماماااان… کمککک!» اما هیچ‌کس صدایش را نشنید، چون حسابی از مامان و بابا دور شده بود… نرمین و برفین که داشتند همان نزدیکی‌ها روی درختان بازی می‌کردند، صدای فریادهای آرش را شنیدند. آن‌ها نزدیک شدند و از پشت بوته‌ها نگاه کردند و دیدند پسری از شاخه‌ی درخت آویزان است و خیلی ترسیده! نرمین به برفین نگاهی انداخت و هر دو با سرعت به سمت آن درخت رفتند. آن‌ها نمی‌توانستند با آرش صحبت کنند، اما با نگاه‌هایشان به او فهماندند که قصد کمک دارند. نرمین به دور تله چرخید و به آن نگاهی انداخت، بعد به برفین اشاره کرد که باید طناب را بجوند تا بتوانند پسر را نجات دهند و شروع به جویدن طناب‌های تله کردند. آرش با ترس و تعجب به آن‌ها نگاه می‌کرد. چند دقیقه گذشت و بالاخره طناب پاره شد و پای آرش آزاد شد. وقتی به زمین افتاد، با تعجب و خوشحالی نگاهی به سنجابک‌ها انداخت و لبخندی زد و گفت: «متشکرم!» اما قبل از این‌که بتواند باز هم چیزی بگوید، سنجابک‌ها به سرعت به بالای درخت‌ها فرار کردند و در یک لحظه ناپدید شدند! آرش گیج شده بود و با خودش فکر کرد شاید خیالاتی شده! او با تعجب بلند شد و سریع پیش خانواده‌اش برگشت. نرمین و برفین پنهانی از پشت برگ‌ها به رفتن آرش نگاه می‌کردند که دیدند یک مداد رنگی زیبا روی زمین افتاده است. آرش که هنوز متوجه نبود مدادش افتاده، به سرعت می‌دوید. او چند بار به عقب برگشت و به اطراف نگاه کرد؛ انگار می‌خواست سنجابک‌ها را دوباره ببیند و با آن‌ها صحبت کند، اما دیگر آن‌ها را ندید. برفین به سرعت پایین آمد، مداد را برداشت و دوباره به بالای درخت برگشت. آن‌ها می‌خواستند آن وسیله‌ی زیبا را پیش آرش ببرند و به او پس بدهند اما می‌ترسیدند به انسان‌ها نزدیک شوند. نرمین و برفین تصمیم گرفتند آن مداد رنگی زیبا را پیش خودشان نگه دارند تا شاید بتوانند روزی آن را به صاحبش بازگردانند…

فایل صوتی موجود است

روزهای هفته(۷)

اهداف آموزشی

پوشش این هفته

  • صفات اخلاقی و اجتماعی۲۴٪
  • ذوق هنری و زیبایی‌شناسی۲۰٪
  • مهارت‌های حرکتی۲۰٪
  • محیط‌زیست و طبیعت۱۷٪
  • روحیه و رفتار عاطفی۷٪
  • مهارت‌های ذهنی۷٪
  • انس با قرآن۳٪
  • حس دینی و علایق مذهبی۲٪
  • بهداشت و ایمنی۰٪
  • مهارت‌های زبان فارسی۰٪
  • هویت ملی۰٪
ترکیب این هفته

پراکندگی فعالیت‌ها

۲۱
فعالیت
۸
هدف
۲۸
لوازم
بر اساس نوع فعالیت
  • بازی۶۲۹٪
  • خلاقیت۴۱۹٪
  • کاردستی۴۱۹٪
  • نقاشی۳۱۴٪
  • برچسب۱۵٪
  • خط چین۱۵٪
  • علوم۱۵٪
  • قرآن۱۵٪
  • آواشناسی۰۰٪
  • دعا۰۰٪
  • قصه۰۰٪
  • ماز۰۰٪
  • منطق ریاضی۰۰٪
نوع ارائه
فعالیت پیشنهادی۹فعالیت انتخابی۶فعالیت کتاب۶فعالیت پویش۰فعالیت قصه۰
قفسه ابزار

ملزومات این هفته

  • ×۵
    چسب
  • ×۴
    پاستل
  • ×۴
    کاغذ رنگی
  • ×۴
    مداد
  • ×۳
    قیچی (ایمن)
  • ×۳
    ندارد
  • ×۲
    رنگ
  • ×۲
    مداد رنگی
  • اشیاء مختلف کلاس
  • بادکنک
  • برچسب گل (ضمیمه کتاب)
  • بلیط های کاغذی
  • توپ
  • جعبه ها
  • چشم‌بند یا شال
  • چوب
  • دست چین
  • سیخ چوبی یا خلال دندان یا نی
  • صندلی های مهدکودک
  • کارت حافظه
  • کارت های بازی تیزبین
  • کاغذ یا مقوا
  • گل
  • مقوای کارتن سایز کاغذ
  • مواد طبیعی از دل طبیعت
  • نخ برای بستن نقاب ها
  • نخ کام
  • یک تکه مقوای ۲۰×۲۰ یا ۳۰×۳۰